الشيخ حسين المظاهري
212
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
" تبتيل " گسستگى از همه چيز است به سوى خداى و نخستين گام آن ، دعاست و مقصود اين آيه ، همان است ، يا دست كم مصداق آن به شمار مى آيد . ضرورهً ، توسّل به دعا در هر امرى از واجبات مؤكّد در اخلاق است . خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد : ( قل ما يعبؤا بكم ربّي لو لا دعاؤكم . ) 42 بگو اگر دعاى شما نباشد ، پروردگار من چه توجهى به شما كند ؟ دعا ، جنگ افزار مؤمن در همه چيز است ، و سپر او در برابر هر شرّى و نيزهء او در برابر هر دشمنى از جن و انس مى باشد . قرآن پس از آنكه در آيهء : ( واذا سألك عبادي عنّي فانّي قريب اجيب دعوه الدّاع اذا دعان فليستجيبوا لي و ليؤمنوا بي لعلّهم يرشدون . ) 43 " چون بندگان من ، دربارهء من از تو بپرسند ، بگو كه من نزديكم و هر كه مرا بخواند دعايش را اجابت مى كنم . آنها بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند تا راه راست را بيابند . " ما را به دعا ، فرا مى خواند و پس از تأكيد بليغ و بى نظير نهفته در آن ، با تكرار هشت بار ضمير متكلّم ، كه دلالت بر عنايت خاصّ دارد ، روشن مىكند كه رشد بنده و صلاح دنيوى او اخروى او ، ريشه در دعا دارد . دعا ، فوايد بسيارى در خود دارد ، چه به علاوهءآنچه گفتيم ، اگر دعا فايده اى نمى داشت مگر رسوخ ناخود آگاه مراتب توحيد ، اعمّ از ذاتى ، صفاتى ، افعالى و عبادى در دل ، ما را به كف آوردن همين سود ، كافى مى بود . توضيح سخن اينكه : هنگامى كه بنده اى دعا مىكند ، ذاتى را در مى يابد كه همهء صفات كمالى را ، داراست و از همهء صفات سلبى پاك است . او اين جامع صفات كمالى را مى خواند و بدون آنكه خود بفهمد ، تنها به اين ذات مقدّس روى مى آورد ، بى آنكه ديگرى را در نظر آورد و ناخودآگاه تنها او را مؤثّر خواهد دانست و تنها او را خواهد خواند . در شكل نخست ، توحيد صفاتى در دل حاصل مى آيد و جايگير مىشود و در شكل دوم ، توحيد ذاتى در دل حاصل مى آيد و مستقر مىشود و در شكل